هوالمحبوب
محبوب من، دیر زمانی است که از آمدنت ناامید شده ام. از چشم به راه کوچه های بهاری بودن به ستوه آمده ام. دارم تمام حجم تو را در یک عکس خلاصه میکنم ولی نمی شود. لبخند های پت و پهنت توی هیچ قابی جای نمی گیرد. قاب های من برای قامت بلندت زیادی کوچک و حقیرند. صدای تو که روزگاری مرا تا ناکجا می
هوالمحبوب
این چند روز خیلی دارم کار می کنم، البته فرصت برای خیلی از کارهایی که دلم می خواد پیدا نمی کنم. امیدوارم روزی برسه که وقتم مال خودم باشه و تمام اون برنامه هایی که تو ذهنمه پیاده کنم. مشغول کار روی سایت هستم و اصلا فرصت سر خاروندنم ندارم. سایت قراره امشب آپدیت بشه و کلی تغییرات خوشگل بکنه.
هوالمحبوب
دارم به این نتیجه می رسم که این فقط دوست نیست که قدیمی اش خوبه، عشق هم قدیمی اش خوبه، همونایی که تو 63 سال پیش با نومزدشون ارتباط ماهواره ای داشتن و سر یه ساعت مشخص زل میزدن به ماه که چهره ی یارشون رو ببینن، همونایی که غبار روی ماه رو نشونه ای از غبار دل یار میدونستن، همون عشقایی که زندگ
هوالمحبوب
از وقتی به یاد دارم، آدم رمانتیک و احساساتی بودم. همیشه دوست داشتم وقتی به مرحله تاهل برسم که طرف مقابل خودش منو انتخاب کرده باشه. از همون اول از ازدواج سنتی گریزان بودم. دوست نداشتم بدون عشق ازدواج کنم. عاشق شدن شبیه یک رویا بود برام. از وقتی هم که راهی دانشگاه شدم و ادبیات شد همه ی زندگ
هوالمحبوب
هنوز هم بهار زیبایی هایش را دارد؛
هنوز هم میتوان در آغوش اردیبهشت آسود؛
هنوز می توان به درخت های سبز، به گل های تازه رسته، به چمن های باران خورده، دل خوش کرد.
هنوز فرصت هست برای نوازش کردن، برای بوسیدن، برای دلبری کردن؛
هنوز می توان صبح ها با لبخند راننده ها، انرژی گرفت؛
می توان پا به پای
هوالمحبوب
شاید خیلی هاتون اسم این کتاب پرفروش نمایشگاه امسال رو شنیده باشین. و شاید بعضی هاتونم تکه هایی از این کتاب رو توی نت مطالعه کردین.
قهوه ی سرد آقای نویسنده، دومین کتاب چاپ شده ی روزبه معین است. نویسنده ای که بخش های زیادی از کتابش همزمان با چاپ کاغذی، توی فضای مجازی، دست به دست می شد. اغلب
هوالمحبوب
دیروز که روز اول ماه مبارک بود، با یه خستگی شدید شروع شد. خستگی ناشی از مسافرت یک روزه به ارسباران که هرچند خیلی خوش گذشت، ولی به دلیل یک روزه بودنش خستمون کرد حسابی!
ولی باعث نشد من کارهای مربوط به مدرسه رو نیمه تموم بذارم، تا ساعت دو تو مدرسه بودم و ورقه های امتحان نهایی رو تصحیح می کر